تبلیغات
بسیج و بسیجی - فرارسیدن ایام محرم الحرام را به عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم.
 
بسیج و بسیجی
بسیج شجره طیبه است.

"این الطالب بدم المقتول بکربلا"
"کجاست انتقام گیرنده خون شهید کربلا"
"ای زیباترین واژه هستی، ای غریب ترین غریب زمانه، ای بینـنده ای که می بیـنی و دم نمی زنی، می گریی و اشک نمی ریزی، با سکوتت ناگفته ها، دیده ها و شنیده ها را با خون چشمانت بر عرش می نویسی  تا به همگان بفهمانی که نیست چشمی که شما را درک کند ونیست گوشی که سخنت را بشنود و قدم هایی که در مسیرت گام بردارد.
ای غریب زمانه:
نوشته ایم از جدت، می گوییم از غربتش، می گرییم بر داغ هایش تا بدانید ما سوختگان و زبان بستگان آلوده به گناه خواستاریم که در مسیر سبز شما قرار بگیریم تا با خون حسین، پرچم دار سبز عدالت شما باشیم.

 

سفر دردناک پیامبر(ص):
و این گونه نقل کرده اند که: دو سال از ولادت امام حسین (ع) سپری شده بود که سفری برای پیامبر (ص) پیش آمد، در نیمه ی راه بود که آن حضرت ایستاد و فرمودند: " انالله و اناالیه راجعون" و شروع به گریستن نمود همراهان، علت گریه را از آن حضرت پرسیدند، حضرت فرمودند: "جبرئیل همینک نزد من بود و به من اینگونه خبر داد که فرزند من (حسین) را در سرزمینی که کنار رود فرات است و آن را کربلا می گویند، به شهـادت می رسـانند! "عـرض کردند: یا رسـول الله ! چه کسی او را می کشد؟ پیامبر (ص)فرمودند: شخصی به نام یزید که خداوند او را لعنت نماید و گویی که اکنون قتلگاه حسینم و مدفن او را می بینم.

اقامت سید الشهدا در مکه:
راویانی که گفتگوی امام حسین (ع)با" ولید بن عتبه " نقل کرده اند می گویند: صبحگاه بود که امام حسین (ع) به قصد مکه (از مدینه ) خارج شد و روز سوم ماه شعبان تا آخر این ماه و همه ماه رمضان و شوال و ذی القعده را در مکه بود .
ارسال دوازده هزار نامه :
دو روز از ارسال نامه کوفیان می گذشت که آنها عده ای نماینده حامل یکصد و پنجاه نامه و هر نامه شامل امضای یک یا دو یا سه یا چهار نفر بود را نزد امام علیه السلام گسیل داشتند که محتوی نامه ها همگی حاکی از آن بود که از حضرت می خواستند به سوی کوفه بیاید ؛ اما با وجود این همه نامه های بسیار ,امام حسین (ع)در پاسخگویی به نامه ها تامل و تانی می کرد تا این که در یک روز ششصد نامه از کوفه آمد! و پس از آن نامه های دیگر پی در پی می آمد تا انکه تعداد این نامه ها به دوازده هزار نامه رسید.
آخرین نامه :
(کوفیان) پس از ارسال همه این نامه ها , آخرین نامه خود را به همراه دو قاصد به به نام های "هانی بن هانی سبیعی". "سعید بن عبدالله حنفی" نزد امام (ع) فرستادند، در آن نامه چنین آمده بود : "به نام خداوند بخشنده مهربان نامه ای است به حسین بن علی از سوی شیعیان آن حضرت وشیعیان پدرش امیر المومنین؛ پس از سلام، ای پسر ر

 

سول خدا (ص)! مردم منتظر قدوم شمایند، آنها رأیی جز رای تو ندارند، پس به سوی ما بشتاب که بوستان هایمان سرسبز و میوه های درختانمان رسیده و باغات و گیاهانمان خرم و پر برگ و بار شده است، پس اگر تصمیم گرفتید به سوی مابیایید(یقین بدانید)که سپاهی مجهز و لشکری آماده مقدم تو را گرامی خواهند داشت.
سلام و رحمت و برکات خدا بر تو و بر پدر بزرگوارت که پیش از تو می زیست."

 امام حسین (ع)به حاملین این نامه، یعنی هانی و سعید فرمودند:" به من بگویید چه کسانی در نوشتن این نامه با شما همفکری نمودند ؟"
عرض کردند: ای پسر رسول خدا ! شبث بن ربعی، حجاربن ابجر، یزیدبن حارث، و یزیدبن رویم و عروه بن قیس و عمروبن حجاج و محمد بن عمیر بن عطارد.
فرستادن مسلم به کوفه:
امام حسین (ع) پس از شنیدن این سخنان از جای برخاست و بین رکن و مقام، دو رکعت نمازخوانده و از خدا طلب خیر نمود، سپس حضرت مسلم بن عقیل (پسر عموی خویش)را طلبیده و او را از واقع امر مطلع ساخت و نامه ای در پاسخ نامه های اهل کوفه نوشت که در آن نامه امام (ع) به دعوت کوفیان پاسخ مثبت داد و اضافه فرمود که : "پسر عمویم مسلم بن عقیل را (نیز به همراه نامه ) به سوی شما فرستادم تا از وضعیت موجود و آخرین تصمیم شما مرا آگاه گرداند."
خروج سید الشهدا از مکه :
اما حسین (ع) در روز سه شنبه ،سوم ماه ذی الحجه ،یا به قولی دیگر در روز چهارشنبه هشتم ذی الحجه سال 60 هجری از مکه خارج شد، خبر شهادت حضرت مسلم هنوز به آن حضرت نرسیده بود؛ زیرا درست در همان روزی که حسین(ع) از مکه خارج شد، مسلم به شهادت رسید.

خطبه پر شور امام حسین (ع) :
امام حسین آن هنگام که آهنگ خروج از مکه را نمود، به پاخاست و (خطـبه پرشوری خواند ) و فرمود: "حمد و سپاس مخصوص پرودرگار، خدایی که آنچه را که اراده کند عملی می سازد و نیرویی جز نیروی خداوند نیست. درود خداوند بر رسول گرامی او باد."
خط مرگ چونان اثر گردنبند در گردن دختران جوان، بر فرزندان آدم مسلّم است.
من به دیدار (اجداد) و گذشتگانم آن چنان مشتاقم که یعقوب (ع) به دیدار یوسف (ع) اشتیاق داشت، قتلگاهی برای من مهیا گشته است که من می بایست بدان جا بروم .
گویا می نگرم که درندگان بیابان در سرزمینی میان نواویس و کربلا ،اعضای بدن مرا از هم پاره می کنند و می درند تا بدین وسیله شکم های گرسنه خویش را از من سیر نمایند.
آری! راه گریزی از سرنوشت محتوم نیست .
آنچه که خداوند بدان راضی باشد، ما نیز به آن راضی هستیم و درمقابل بلاهایی که بر ما می رسد صبوریم، و خداوند نیز بهترین پاداش صابران را به ما خواهد داد.
هرگز پاره تن رسول خدا(ص) از او جدا نخواهد شد و ما در بهشت در کنار آن حضرت (ص) خواهیم بود تا چشمان آن حضرت با دیدن ما روشن شود و به این وسیله وعده الهی رنگ تحقق به خود گیرد،من صبح فردا از مکه عزیمت خواهم نمود ،هر کس خواستار آن است که در راه من خون خویش را نثار کند و مهیاء سفر است،همراه من کوچ کرده و بیاید."
شکسته شدن حرمت حرم:
در کتاب اصل "احمدبن حسین بن عمربن بریده"- که او راوی معتمداست- این گونه روایت شده است که او از اصل "محمدبن داوود قمی" نقل کرده که امام صادق (ع) فرمودند: "شبی که در صبح فردایش امام عزم خروج از مکه را نموده بود،"محمد بن حنفیه "خدمت اما رسیده و گفت : برادر جان! تو خود اگاهی که مردم کوفه با پدر و برادرت (چه رفتاری کردند) و چه حیله و نیرنگی به کار بردند. ترس من از این است که تو نیز دچار سرنوشت پدر و برادرت گردی، اگر قصد ماندن و اقامت در مکه را نمایی، تو با عزت ترین مردم در این حرمی و هیچ کس نمی تواند به تو تعرض کند.
امام (ع) فرمودند: "برادرم! می ترسم که یزید بن معاویه، مرا غافلگیر کرده و به قتل برساند و با کشتن من حرمت حرم الهی شکسته شود!"
محمد بن حنفیه گفت: اگر از این جهت بیمناکی به یمن یا به بیابان های اطراف پناه ببر؛ تا هم محفوظ باشی و هم دست یزید از تو کوتاه شود.
امام (ع)فرمودند :" من در این زمینه باید فکر نمایم"
خداوند می خواهد تو را کشته ببیند !
سحرگاه آن شب، امام حسین(ع) عزم رفتن نمود، هنگامی که خبر رفتن امام حسین(ع) به گوش محمد بن حنفیه رسید، (شتابان) آمد و مهار شتری که حضرت برآن سوار بود را گرفت و عرض کرد (برادر جان!)آیا تو نگفتی درباره سخنان من فکر خواهی کرد؟
امام(ع) فرمودند: "آری!"
محمد گفت:پس چرا این همه شتاب و عجله در رفتن می نمائی؟
حضرت فرمودند:"هنگامی که تو از پیشم رفتی، رسول خدا(ص) نزد من آمدند و فرمودند: "حسین جان! (از مکه)خارج شو (و به سوی عراق برو) زیرا که خداوند می خواهد تو را کشته ببیند."
محمد بن حنیفه گفت: انا لله و انا الیه راجعون؛ پس اگربه نیت کشته شدن می روی، زنان و کودکانت را چرا می بری؟
امام (ع) فرمودند:"رسول خدا(ص) به من فرمودند: "اراده خداوند بر این تعلق گرفته که خاندان مرا اسیر و گرفتار ببیند."
امام(ع) پس از گفتن این سخنان، با محمد بن حنفیه وداع نمود و حرکت کرد.
ملاقات فرشتگان با امام حسین (ع):
" شیخ مفید محمد بن محمد نعمان" در کتاب " مولد النبی و مولد الاوصیاء" با اسناد خویش از امام صادق(ع) روایت کرده است که آن حضرت فرمودند:"هنگامی که امام حسین (ع) قصد خروج از مکه را نمود، دسته های بسیاری از ملائک در حالی که در صفوف آراسته و همگی مسلح و سوار بر اسبان بهشتی بودند، خدمت امام حسین (ع) رسیدند، پس از عرض سلام، گفتند :"ای کسی که پس از جد و پدرت حجت خدا بر خلقی! همانا که خداوند جد بزرگوارت پیامبر (ص) را در بسیاری از جنگهایش به وسیله ما کمک و یاری داد وحال نیز ما را به کمک ویاری تو فرستاده است."
امام حسین (ع) فرمودند:"میعادگاه من با شما در گودالیست که سرانجام در آن به شهادت خواهم رسید و آن، سرزمین کربلا می باشد، هنگامی که به آن سرزمین رسیدم شما نزد من بیایید."
آنها گفتند:" خداوند به ما امر فرموده که فرمانبر تو باشیم پس اگر از دشمنانت می ترسی تو را همراهی می کنیم ."
امام (ع) فرمودند:" تا هنگامی که من به آن سرزمین نرسیده ام، کسی نمی تواند آسیبی به من بزند."
خدایا پناه از کرب و بلاء:
(امام حسین علیه السلام همچنان به راه خویش ادامه می داد)تاآن روز دوم محرم بود که امام حسین (ع)قدم بر سرزمین کربلا نهاد،هنگامی که به آن سرزمین وارد شد،فرمود:
"این جا چه نامی دارد؟"
گفتند:"کربلا".
امام علیه السلام فرموند:"بار خدایا ! من از کرب و بلاء (اندوه و بلا )به تو پناه می برم !."
سپس فرمودند "این جا سرزمین اندوه و بلاست ." و فرمود :"پیاده شوید که این جا،محل فرود آمدن ما و جایگاه کشته شدنمان و مدفن ماست.این خبری است که جدم رسول خدا (ص) به من داده است.
پس همگی بارها را گشوده اند و در ان سرزمین فرود آمدند.و در سوی دیگر نیز حر با سپاهیانش منزل کردند.

 



نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، امام حسین، عاشورا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 18 شهریور 1396 04:41 ب.ظ
I'm gone to say to my little brother, that he should also visit this website on regular basis to obtain updated from most up-to-date gossip.
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:04 ب.ظ
I pay a quick visit daily some web pages and websites to read articles or reviews, except this web site gives feature based content.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی