تبلیغات
بسیج و بسیجی - متن بیانات مقام معظم رهبری در هشتمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در سال
 
بسیج و بسیجی
بسیج شجره طیبه است.
متن بیانات مقام معظم رهبری در هشتمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در سال ۱۳۶۵
امام خامنه‌ای: جنبش عدم تعهد عصیان کشورهاى مستقل جهان سوم،علیه نظام سلطه است

خبرگزاری فارس: در سال ۱۳۶۵ آیت الله خامنه ای رییس جمهور وقت ایران در هشتمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در حراره، پایتخت کنیا به بیان مواضع صریح جمهوری اسلامی ایران در خصوص مسائل مهم جهانی به خصوص جنگ ایران و عراق پرداختند.


خبرگزاری فارس: آیت الله خامنه‌ای: جنبش عدم تعهد عصیان کشورهاى مستقل جهان سوم،علیه نظام سلطه است

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری فارس ،دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌ خامنه‌ای به مناسبت برگزاری شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد طی روزهای آینده در تهران ،متن کامل و فیلم سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را در هشتمین اجلاس سران این جنبش که در حراره‌ی زیمباوه و در سال 1365 برگزار شدمنتشر کرده است:

 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

یا ایّها النّاس انّا خلقناکم من ذکرٍ و انثى و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عند الله اتقاکم(1)

ریاست محترم، حضّار گرامى، آقایان و خانمها؛ سخن را با یاد نیک پیامبران آغاز میکنم که معلّم و مربى و راهگشاى ارزشهاى الهى براى بشریت بوده‌اند. درود بر آنان و بر همه‌ى کسانى که زندگى و تلاش خود را نثار آرمانهاى انسانى کردند و در کشاکش طوفانها، پرچم آزادگى را برافراشته نگاه داشتند. به سلطه‌هاى ناشى از زر و زور و تزویر «نه» گفتند تا به خواست عادلانه‌ى انسانهاى مظلوم «آرى» بگویند ... و على‌رغم فشار و قساوت گردنکشان و قلدران تاریخ، آرمانهاى والا را زنده نگه‌داشتند و به ما سپردند.

لازم است ریاست جنبش غیرمتعهّدها را به زیمبابوه و به ویژه به جناب آقاى موگابه تبریک گویم و براى ایشان در ایفاى وظیفه‌ى حساس و مهم هدایت جنبش در جهت تأمین اهداف عالیه‌ى آن، موفّقیّت کامل آرزو کنم.

درایت و لیاقت رهبرى زیمبابوه در اداره‌ى این کشور تازه مستقل و در مواجهه با مشکلات ناشى از میراث شوم استعمار و همچنین استقامت و شجاعت این کشور در مقابله با تهدیدات و فشارهاى سبعانه‌ى رژیم نژادپرست آفریقاى جنوبى و استکبار جهانى، همه مؤیّد شایستگى انتخابى است که جنبش، در یکى از مهّمترین مقاطع تاریخ خود به عمل آورده است. امیدوارم رنجها و فداکاریهایى که این ملّت بزرگ در راه استقلال متحمل شده، ضامن حرکت جنبش در مسیرى باشد که به نابودى کامل استعمار، نژادپرستى و سلطه‌جویى بینجامد.

صمیمیّت، دوستى و همبستگى‌ که ـ ان‌شاءالله ـ ذهن و دل میزبانان عزیزمان از آن آکنده است و نیز محیط شاد و امیدبخش و پذیرایى‌هاى گرم و محبّت‌آمیزى که شامل همه‌ى شرکت‌کنندگان است، بى‌شک ناشى از صفاى انقلابى و محصول حرکت و تحول عظیمى است که این کشور زیبا و پربرکت را از مستعمره‌اى مظلوم، با ملّتى تحقیرشده، به ریاست بزرگترین مجموعه‌ى کشورهاى جهان ارتقاء داده و آن را شایسته‌ى امانتى چنین گران، ساخته است. من به نام جمهورى اسلامى ایران از همه‌ى آنان که در طول چند ماه گذشته با روحیه‌اى خستگى‌ناپذیر، مقدمات این اجلاس را فراهم کرده‌اند، صمیمانه تشکر میکنم.

برگزارى هشتمین اجلاس سران در زیمبابوه که با گذشت ربع قرن از حیات جنبش همزمان است، تصادف خوش‌یمنى است که براى غیرمتعهّدها از چند جهت مفهوم رمزى دارد:

اول اینکه زیمبابوه‌ی تازه مستقل از مهمترین محلّهاى قطع آخرین رگهاى حیات استعمار کهنه است؛ یعنى جنبش غیرمتعهّدها وارد مرحله‌ى نوینى از تاریخ خود شده و از این پس باید اهداف و وظایف جدیدى را متناسب با نیازهاى فعلى جهان سوم تعریف و دنبال کند.

دوم اینکه حضور ما در یکى از کشورهاى خط مقدم، توجه بیشتر و جدیترى را نسبت به مسائل رژیم نژادپرست آفریقاى جنوبى، تجاوزات آن علیه کشورهاى این منطقه و مسأله‌ى استقلال نامیبیا ایجاب میکند.

سوم اینکه این حضور در قاره‌ى آفریقا ـ که بزرگترین صدمات را از قِبَل استعمار و سیاستهاى تاراجگرى استکبار تحمل کرده ـ ملاک تشخیص اولویتهاى کار این اجلاس را بویژه در زمینه‌ى پى‌ریزى سیاستهاى اقتصادى غیرمتعهّدها براى دوره‌ى آتى معیّن مى‌سازد: خواست و انتظار طبیعى همه‌ى ما این است که جنبش در این دوره، هم خود را مصروف حلّ مشکلات آفریقا گرداند. منافع ما به هم پیوسته‌است. جهان سوم اندامى است که حیات مستقل اعضاى آن قابل تصور نیست. حفظ حیات اعضاى مؤثرى همچون آفریقا، البتّه، براى ما اولویت دارد.

این تجمع براى آفریقا به عنوان بزرگترین قربانى سیاستهاى استکبارى و براى جنوب آفریقا به عنوان بزرگترین قربانى نژادپرستى و براى مردم زیمبابوه که على‌رغم شرایط نامطلوب اقتصادى حاکم بر قاره، با تأمین نیازهاى مادى و معنوى این اجلاس، سخاوت بزرگى از خود نشان داده‌اند، حائز اهمیّت است.

از خداوند قادر و حکیم مسألت میکنم که این فرصت گرانقدر را منشأ خیر و صلاح گرداند.

آقاى رئیس؛ هشتمین دوره‌ى جنبش در شرایط بحرانى ویژه‌اى آغاز میگردد. در حالیکه قسمت بزرگى از منابع اقتصادى و ثروتهاى جهان در نتیجه‌ى مسابقات تسلیحاتى غرب و شرق و تنش بین دو قطب به هرز میرود، تضاد فزاینده‌ى بین شمال و جنوب هنوز همچون مهمترین مشکل جهان مطرح است. شرایط مبادله‌ى مواد خام با کالاهاى صنعتى بیش از گذشته به ضرر جهان سوم تغییر یافته، صدور بحران و تشنج، با افزایش تصاعدى صدور تسلیحات به جهان سوم همراه بوده است و در نتیجه‌ى این ستم مضاعف، مفاهیم رشد و توسعه در بسیارى از مناطق به صورت شعارهایى دست‌نیافتنى و غیرعملى در آمده است. تاراج ثروتهاى جهان سوم از طریق بحران وامها به منافع نسلهاى آینده نیز تسرى یافته است.

روشهاى آشکار استعمار کهن جاى خود را به شیوه‌هاى پنهان‌تر، پیچیده‌تر و مؤثرترى بخشیده است. نظامى‌گیرى، استفاده از زور در مناقشات بین‌المللى، نقض حقوق واقعى بشر، نقض مقررات انسان‌دوستانه و حقوق بین‌المللى، تضعیف نظام چندجانبه، عدم تحمل نظامهاى مستقل از جانب دو قطب موجود، تهدید هسته‌اى جهان، تولید و کاربرد سلاحهاى امحاى دسته‌جمعى و متعارف و تخریب محیط زیست انسانى و منافع طبیعى، اوج تازه و مخاطره‌انگیزى یافته است.

بحرانهاى اخلاقى که در واقع زیربناى سایر بحرانهاى جهانى است، بیش از هر زمان انسانیّت را تهدید میکند. جدایى از ارزشهاى ادیان الهى که مطمئن‌ترین معیارها براى تنظیم رفتار بشر هستند، منجر به هرج و مرج اخلاقى گردیده و بنیادهاى فرهنگى جوامع را به شدت لرزان ساخته است. اشاعه‌ى فساد و فحشاء، روند فزاینده یافته و اساس و بنیان خانواده یعنى سنگ بناى جامعه و مایه‌ى دوام و بقاى نسل در معرض تزلزل و بى‌بند و بارى فاجعه‌آمیزى قرار گرفته است.

توفیق در مقابله و مبارزه با وضع انفجارآمیز موجود در گرو تلاش فورى، مستمر، همه‌جانبه و جهانى است. ناچار این فرصت باید به بهترین نحو مورد استفاده قرار گیرد، و الّا قسمت عمده‌اى از مسؤولیت ادامه‌ى بحرانها به عهده‌ى ما خواهد بود.

آقاى رئیس، رؤساى محترم جمهور و دولتها، هیأتهاى محترم نمایندگى، حضّار ارجمند؛ بیایید لحظاتى جهان بزرگ و پر مسأله‌ى خود را از جایگاهى فراتر از مشکلات مقطعى، موضعى و محلّى بنگریم. این به معناى کوچک و کم اهمیّت انگاشتن مسائلى نیست که هر یک از آنها ملّتى را در زیر فشارهاى طاقت‌فرسا له کرده و میلیون‌ها آدمى را در دوزخى از بی‌عدالتى و فقر و گرسنگى و جنگ و بیمارى و جهل زندانى ساخته است، بلکه براى راه یافتن به قلّه‌اى است که در آن فرصتى براى مشاهده‌ى منشأ و چارچوب همه‌ى آن پدیده‌هاى غم‌انگیز، دست دهد و هندسه‌ى معیوب و ناهنجارى را که بر روابط سیاسى و اقتصادى کنونى جهان و نیز بطور برابر، بر ذهنیّت جلاّدان و قربانیان حاکم است، دیده و شناخته شود. این تکلیفى بزرگ، همتى بلند و امیدى زوال‌ناپذیر را از آنان که به چنان واقعیّتى دست یابند، طلب مى‌کند. اما بیشک کلید حقیقى و قطعى حلّ همه‌ى آن مشکلها را نیز به ما نشان مى‌دهد و ما را از کجروى و گم کردن جبهه‌ى حقیقى و اشتباه دوست و دشمن بر کنار میدارد.

مشکل اصلى در یک جمله آن است که دنیا، نظام سلطه را پذیرفته است. بگذارید از سخنها و قالبها فراتر برویم، داعیه‌ها و شعارها را با عملها و سیاستها تطبیق کنیم، و نیز استثناهاى معدود و انگشت‌شمار را هم ملاک قرار ندهیم... خواهیم دید که نه فقط قدرتهاى بزرگ، ابرقدرتها، تقسیم‌کنندگان جهان و آنان که منافع خود را ولو در آن سوى عالم، بر منافع کشورها و ملّتها ترجیح میدهند و طلبکارانه آن را میجویند، بلکه حتّى خود آن کشورها و ملّتها و رهبران نیز سلطه‌گرى یعنى اولویّت منافع سلطه‌گران را چون جبر تخلّف‌ناپذیرى، گردن نهاده‌اند. اگر نظام سلطه در زمانهاى گذشته به صورت لشکرکشى و برده‌کُشى امپراتورها تجلّى میکرد، امروز به شکل شبکه‌ى بسیار پیچیده‌ى جهانى در مظاهر و حوزه‌هاى بسیار متعدد حیات ملّتها ظاهر شده است. نظام سلطه توانسته است براى خود اقتصادى خاصّ، روابط سیاسى‌ ویژه و از همه بالاتر فرهنگ سلطه را ایجاد کند. لذا اگر دیروز براى مقابله با سلطه‌ى امپراتورها آمادگى و دفاع نظامى ملّتها کفایت میکرد، امروز حتّى براى احساس سلطه از سوى ملّتها، نیاز به فعّالیّت و تلاش جدى وجود دارد و مقابله با آن حقیقتاً ابعاد وسیعى یافته است.

زورمندان جهان، امروز فقط به دلیل برخوردارى از ابزارهاى قدرت، تحکم میکنند، مداخله میکنند، قضاوت میکنند، نظام اقتصادى و روابط داد و ستد با ضعفا را یک جانبه تعیین میکنند و حتّى مفاهیم عالى انسانى همچون آزادى، حقوق بشر، تروریسم و امثال آن را به میل خود تفسیر میکنند و خلاصه همه جا بر اساس منافع و تشخیص خود عمل میکنند... و ملّتها و دولتها و رهبران در دنیاى ضعفا هم این همه را چون قضایى آسمانى و عارضه‌اى بى‌علاج تلقّى کرده، حداکثر پس از چند و چونى و با اندک حک و اصلاحى آن را میپذیرند.

زشت‌ترین پدیده‌ى دوران کنونى تاریخ آن است که کشورهاى فرودست، هیچ میدان مانورى مگر به آن اندازه که از طیف منافع یکى از قدرتهاى بزرگ به طیف منافع قدرت دیگر بگریزند، ندارند. آزاد، مستقل و براى خود اندیشیدن و تصمیم‌گرفتن و خواست و منافع و نظر قلدران عالم را ندیده گرفتن، همان کمبود بزرگى است که جهان امروز با آن روبرو است. استکبار در شرق و غرب با ستمگریهاى خود، هر روز ستبرتر و حجیمتر میشود و معادله‌ى قدرت میان اقویا و ضعفا، روزبه‌روز بیشتر، به نفع اقویا بر هم میخورد. هیچکس از آسیب نظام سلطه که به‌تدریج همه‌گیرتر میشود، مصون نخواهد ماند و متأسفانه زمینه‌ى این روند هولناک در خود جهان سوم است: ضعف اراده ‌در رهبران، ترس از رویارویى صریح با استکبار، تکیه بر کمک همین قدرتها، باور نداشتن قدرت مردم و تکیه نکردن به آنان... اینهایند مایه‌هاى اصلى انفعال و ضعف کشورهای جهان سوم و کمک اصلى به توسعه‌ى قدرت استکبار. باید چاره‌اى اندیشید.

روزگارى ملّت‌گرایى و مارکسیسم، امیدهایى آفریدند. اما اولى به «بهانه‌اى براى آتش‌افروزى میان ملّتهاى همدرد»، تبدیل شد و دومى به «وسیله‌اى براى تشکیل یک امپراتورى جدید» و تشدید تضاد و بلوک‌بندى و در نهایت به پایمال شدن یا اسارت ملّتها. و همواره هر مکتبى که بر پایه‌هاى لرزان تفکرات مادى بنا شده باشد، چنین خواهد بود.

فرهنگ سلطه، ملّتهاى ضعیف را ذلّت‌پذیر و معتاد به ستم ساخته است. باید از درون ذاتشان آنان را درمان کرد. باید باورى عمیق به کرامت و قدرت انسان به خدا، به ارزشهاى انسانى راستین، به پوچى قدرتهاى طاغوتى، در انسانها دمید و آنان را با این سلاح کندى‌ناپذیر، مسلّح کرد.

اسلام و همه‌ى ادیان آسمانى، انسان را به چنین ایمانى و کاملاً در جهت عکس فرهنگ سلطه سوق میدهند. متون خدشه‌ناپذیر اسلامى صریحاً دستور میدهد «لاتَظلمون و لاتُظلمون» نه ظلم کنید و نه مظلوم شوید.و مى‌آموزند که ستمگرى و ستمپذیرى در یک ردیفند و ستمگر و ستمپذیر، شرکای جرم یکدیگرند. تماشاچى ظلم بودن و بى‌تفاوت ماندن نیز همانند ظلم و خود، مرحله‌اى از آن است. تکیه به قدرت لایزال الهى و ایمان راسخ به مردم، درس دیگر اسلام به ملّتها و رهبران است، که آنان را به ایستادگى در برابر سلطه‌هاى جهانى تشجیع مى‌کند و امید موفّقیّت را در آنان پرفروغ میسازد.

این درس بزرگ اسلام، در گذشته و حال جهان، بارها عینیّت یافته و به تجربه‌اى مسلّم مبدل شده است: هر جا ملتّها یا رهبرانى از رها کردن میدان براى پیشرویهاى متجاوزانه خوددارى کرده و خطرات و زحمات آن را پذیرفته‌اند، همه‌ى ابزارهاى قدرت زورمندان بى‌اثر گشته و راه بر متجاوز بسته شده است. نهضتهاى آزادى‌بخش پیروز در دهه‌هاى اخیر، و لبنان و افغانستان امروز، نمونه‌هاى مجسم و فراموش‌نشدنى این مدعایند.

انقلاب اسلامى ایران و تشکیل نظام جمهورى اسلامى، شاهد زنده و فوق‌العاده‌اى است بر بطلان این پندار که سلطه‌هاى جهانى شکست‌ناپذیر و خواست و اراده‌ى آن تخلّف‌ناپذیر است. پیام بزرگ انقلاب ما به ملّتهای مقتدر، آن است که گردن نهادن به نظام سلطه‌ى اراده‌ى قدرتمندان را فقط به دلیل قدرتشان، مشروعیت بخشیدن، گناه و غلط و خود بزرگترین وسیله‌ى سلطه‌ى نامشروع است.

انقلاب بزرگ اسلامى ما، راز توفیق در آزمایش عظیم خود را این میداند که جداً و حقیقتاً به قدرت لایزال الهى و به مردم تکیه کرده و قدرتهاى معارض و مهاجم را شکست‌پذیر دانسته است.

با این روحیّه است که ما امروز نظام جهانى ظلم و انظلام را صریح و بى‌مهابا نفى میکنیم، این را وظیفه‌ى خود دانسته و به پیشرفت آن عمیقاً امیدواریم.

کاربرد این دستور آسمانى و نیز دستورات صریح پیامبر اسلام (صلّى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) در مفاهیم و روابط بین‌المللى آن است که ما نمیتوانیم در قبال تجاوز در هر گوشه‌ى دنیا که به وقوع پیوندد، بیطرف بمانیم ولو اینکه مستقیماً به منافع ملّى ما مربوط نگردد. اگر جهان سوم به این اصل توجّه کند، عدم انسجام کنونى در برابر تهاجمات امپریالیسم، از میان ما رخت برخواهد بست. چرا جنبش غیرمتعهّدها رسماً اعلام نکند که بیطرفى اعضاء در قبال هر نوع تجاوز، غیر موجه و تخلّف از اصول جنبش است؟

در اینجا مایلم نظرات خود را در ارزیابى و تقویم وضع کنونى جنبش با استفاده از همین اصل- اصل محکومیت نظام سلطه و سیستم ستمگرى و ستمپذیرى- باز گویم.

آقاى رئیس؛ نفس به وجود آمدن این جنبش، عصیان و طغیانى از طرف کشورهاى مستقل جهان سوم، علیه نظام سلطه بوده است. امروز نیز جهان سوم براى تحرک و سازماندهى تلاشهاى خود، چارچوبى بهتر از غیرمتعهّدها نمیشناسد. ما براى ارزیابى دستاوردها یا ضعفها باید ببینیم جنبش در این مسیر، یعنى رفض نظام سلطه و جایگزین کردن روابط عادلانه چه کرده است؟ از گذشته درس بگیریم و آینده را با پشتوانه‌ى آن، بسازیم.

آ

آقای رئیس؛ جاسوسی ماهواره‌ای، بُعد جدید و خطرناکی از تجاوز امپریالیسم علیه جهان سوم به حساب می‌آید. ما معتقدیم نه تنها فضای کیهانی نباید به سلاحهای اتمی و غیر اتمی آلوده گردد بلکه اصولاً به استفاده از فضا به منظور اهداف جاسوسی باید پایان داده شود. در حالیکه استراق سمع و جاسوسی در همه‌ی کشورها جرم و قابل تعقیب شمرده میشود. قابل قبول نیست که چشم و گوش‌های نامحرم و بد نیّت با استفاده از امکانات ماهواره‌ای دائماً کوچکترین حرکات کشورها و ملّتها را زیرنظر گیرند و از آن علیه آنان استفاده کنند.

با توجّه به توصیّه‌ی آقای موگابه رئیس اجلاس برای محدود کردن سخنرانیها قسمتهایی از نطقم را از رو نمیخوانم و آنها را به اجلاس تقدیم میکنم تا به عنوان اسناد جنبش منظور گردد. حالا با توجّه به فرصتی که به من داده شده است، در پایان مایلم کوتاه پاسخی به صحبتی که دیروز درباره‌ی جنگ از طرف یکی از حضّار ایراد شد، اشاره کنم.

آقاى موگابه در صحبت شیواى امروز خود بدرستى گفتند که بسیار تأسف‌آور است که امروز اغلب کانونهاى تشنّج در جهان، در خاک کشورهاى غیرمتعهّد است. اجازه بدهید که این واقعیّت را اضافه کنم که عامل اصلى در همه‌ى این تشنّجات، تجاوز و روحیه‌ى تجاوزگرى است؛ بنابراین به گمانم همه‌ى ما در این عقیده شریک هستیم که مقابله با تجاوز، جلوگیرى از اقدام به جنگ و سرکوبى سیاستهاى تجاوزگرانه مى‌باید به عنوان محور اصلى سیاستهاى جنبش عدم تعهّد قرار گیرد. این همان اصلى است که در اولین بند منشور ملل متّحد و دومین اصل از پنج اصل مهم عدم تعهّد ملحوظ گردیده است.

وی با اشاره به جنگ تحمیلى درخواست پذیرش میانجیگرى از جمهورى اسلامى ایران نمود. لازم است چند نکته را به ایشان یادآور نمایم:

1- به عنوان اصل مسلّم و غیر قابل انکار مسؤولیّت ادامه‌ى هر جنگى تماماً و به طور مستقیم متوجّه شروع‌کننده‌ى آن است.

2- هر موضعى که با اصل اول منشور ملل متعهّد و اصول عدم تعهّد مبنى بر ریشه‌کن کردن عامل تجاوز نباشد، منجر به استقرار و استمرار تجاوز خواهد بود و از اینرو چنان موضعى کمکى به متجاوز است.

3- رفع تجاوز بنا به اصول بین‌المللى یک مسؤولیّت مشترک بین‌المللى است و بر هر اقدام دیگرى اولویّت دارد.

4- بدون مجازات متجاوز و احقاق حقوق قربانى تجاوز، تأمین عدالت متصور نیست.

5- حمله به کشور ما حمله به یک انقلاب بود و دفاع ما دفاع از یک انقلاب بود.

6- حمایت اعضاى غیرمتعهّد از قربانى تجاوز بر اساس اصول عدم تعهّد، یک مسؤولیّت و وظیفه است و تخطى از آن تخطى از اصول مهم جنبش است.

7- اگر امروز جنبش عدم تعهّد به کسانى، از سوى ملّت مورد تجاوز فلسطین، فرصت و اجازه‌ى شرکت در جمع سران غیرمتعهّد میدهد، دقیقاً و صرفاً مبتنى بر همین اصل است و تردید در اجراى این اصل، حضور خود آنان را نیز زیر سؤال خواهد برد.

8- انتظار میرفت که ایشان در سخنرانى دیروز صبح، از توفیقاتى که ملّت فلسطین در مبارزه با تجاوزگریهاى رژیم صهیونیستى بدست آورده صحبت میکردند تا اینکه دیگران را به حمایت از تجاوز ترغیب کنند.

9- متأسفانه همین بینش باعث شده است که فلسطین پس از چهار دهه‌ى طولانى هنوز قربانى تجاوز است.

10- اگر ایشان این روش شکست خورده و سیاست تسلیم و سازش با متجاوز را براى فلسطین تجویز میکند، بهتر است از توصیّه‌ى آن به دیگران به طور جدى احتراز کند.

11- از نظر جمهورى اسلامى ایران هر موضعى از جانب هر کس که اصول فوق‌الذّکر را تأمین نکند مردود، بى‌اثر و غیر بیطرفانه است.

اجازه بدهید در پایان به ذکر یک نقل قول در 28 سپتامبر 1980 یعنى زمانیکه بخش وسیعى از میهن اسلامى ما در اشغال متجاوز بود، بسنده کنم. شخصى که ایشان او را خوب میشناسند، در مصاحبه‌اى گفته بود:

«مایلم در برابر شما و در برابر ملّت عرب اعلام کنم که تلاش برخى مقامات عرب را براى میانجیگرى رد کرده‌ایم. هیچیک از اعراب نباید یک موضع میانجیگرى داشته باشند. اگر آماده‌ى حمایت از برادر عرب خود در جنگ نیستند، حداقل مى‌باید سکوت کنند. این حداقل انتظار ماست.»

آقای رئیس،

علیرغم گذشت یک دهه از طرح نظام نوین اقتصاد بین‌المللی، و برخی خوشبینیهایی که در زمینه‌ی مذاکرات شمال – جنوب وجود داشته، در عمل ثابت شده که توفیق این مذاکرات در گرو اعطای امتیازات متعدد بویژه سیاسی به شمال است. همانطور که در اجلاس ویژه‌ی مجمع عمومی اخیر سازمان ملل روشن گردید، غرب صریحاً در قبال کمکهای اقتصادی به افریقا، اجازه‌ی مداخله در نظام سیاسی و اقتصادی کشورها را طلب کرده است.

با کاهش قیمت نفت، دروغ بزرگ غرب رسوا گردید و معلوم شد که بحران اقتصادی موجود که مستمراً ازجهان صنعتی به جهان سوم صادر میگردیده، به هیچ وجه ناشی از افزایش بهای نفت در سالهای هفتاد نبوده بلکه مستقیماً معلول سیاستهای اقتصادی غارتگرانه بوده است. جنوب در شرایط فعلی، در مقابل سیاستهای بحرانزای جهانی مسلّح نیست. ما باید راه مستقل خود را طی کنیم و در مقابل فشارهای اقتصادی مقطعی منعطف نشویم. جمهوری اسلامی ایران به سهم خود در این جهت گامهایی برداشته است. ما افتخار داریم که علیرغم همه‌ی فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، از هیچ کشور خارجی وام نگرفته‌ایم.

جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است که در راه توسعه‌ی اقتصادی از هیچ الگوی وارداتی تبعیّت نکند. مجموعه‌ی بانکی غیر ربوی ما که تبعیّت از واضحترین احکام قرآن کریم است، نتایج مثبتی به بار آورده و میتواند مورد استفاده‌ی سایر کشورها قرار گیرد. امیدواریم این اجلاس بطور جدی به کشف راههای مؤثّر توسعه‌ی همکاری جنوب – جنوب همت گمارد.

آقای رئیس؛ حرکت مستقل جنوب نه تنها در زمینه‌ی اقتصادی بلکه در هر زمینه‌ای، مستلزم یک حرکت فرهنگی و اخلاقی است. آنچه که انسانها را به مبارزه علیه ظلم، استثمار و نظام سلطه و کلّاً بیعدالتی واداشته، منجر به پیدایش نظام نوین روابط اجتماعی بر پایه‌هایی عادلانه میگردد، عناصر اخلاقی است. واقعیّت دیگر اینکه جهان سوم هرگز از لحاظ استعدادهای طبیعی انسانی و منابع طبیعی فقیر نبوده است. نتیجه‌ی این دو واقعیّت یک حرف بیش نیست:

ضعف جهان سوم، مستقیماً و بیواسطه ناشی از یک ضعف اخلاقی و فرهنگی است. در واقع نه تنها جهان سوم بلکه مجموعه‌ی جهان از یک بحران اخلاقی رنج میبرد. بازکننده‌ی راه صدور بحران اقتصادی از شمال به جنوب، همان صادرات ضد اخلاقی و فرهنگی منحط به جنوب بوده است. نتایج ملموسی که از انقلاب عظیم اسلامی ایران ـ که قبل از هر چیز یک انقلاب فرهنگی و اخلاقی است ـ به دست آمده، این را تأیید میکند.

ورود فرهنگ مصرف، ابتذال و فحشاء به جهان سوم نه تنها همواره با واردات کالاهای صنعتی همراه بوده، بلکه تحت نام انتقال علوم و تکنولوژی نیز صورت گرفته است. خوشبختانه جنبش موفّق گردیده که در طول دودهه‌ی گذشته، آگاهیهای اجتماعی جهان سوم را نسبت به ضعفهای سیاسی و اقتصادی حاکم بر کشورها و روابط بین‌المللی ارتقاء دهد.

لیکن رشد این آگاهیها، متناسب با آگاهیهای اخلاقی و حرکتهای فرهنگی نبوده است.

رفع این نقیصه از مبرمترین وظایف جنبش در دوره‌ی آینده است. ما نه تنها ناچار از گشودن یک جبهه‌ی نبرد اخلاقی و فرهنگی در قبال هجوم اخلاقی منحط وارداتی هستیم بلکه همچنین بشدت نیازمندیم که از طریق همکاریهای فرهنگی و اشاعه‌ی روشهای مشترک مبارزه با مادیگری و فساد و فحشاء و ستمپذیری، یک تحول اخلاقی زیربنایی را که منشاء توفیق ما در سایر زمینه‌ها خواهد بود، به وجود آوریم.

آقای رئیس؛ مایلم در پایان سخن، البتّه نه به عنوان کم اهمیّت‌ترین موضوع، به وضع غیرمتعهّدها در مجامع بین‌المللی اشاره کنم. همانطور که گفتم خوشبختانه امروز غیرمتعهّدها صاحب رأی مسلّط در جامعه‌ی بین‌المللی هستند. درست به همین دلیل، آن دسته از سازمانها و مجامع بین‌المللی که به این رأی احترام گذاشته و در اجرای آن تلاش کرده‌اند، مورد هجوم قدرتها قرار گرفته‌اند.

حمله‌ی امریکا علیه سازمان «یونسکو» و مدیر کل کارآمد آن و خروج از آن سازمان، حمله به سازمان جهانی «فائو» و تهدیدات حملات اخیر امریکا علیه سازمان ملل متّحد، معانی و نتایج متعددی دارد. این حملات، میزان احترام واقعی قدرتها را به نظام دموکراسی نشان داده و دروغ بزرگ آنها را در حمایت از این نظام بیش از پیش رسوا ساخته است. استفاده از اهرمهای فشار مالی در قبال کاهش آرای موافق با امریکا و برخی دیگر از کشورهای غربی در مجامع بین المللی، به بهترین شکل نشان داد که از نظر این کشورها حق، متناسب با زور و پول است و سازمانهای بین‌المللی همچون مؤسسات تجاری باید به ازای سرمایه‌گذاری، برای این کشورها جلب رأی کنند. به رغم انتظار این کشورها، غیرمتعهدها باید از این وقایع استقبال کنند.

این حرکات، فرصت مناسبی را به وجود آورده که غیرمتعهّدها مشارکت واقعی خود را در اداره‌ی این سازمانها افزایش دهند و اجرای آرای خود در زمینه‌های مختلف فعّالیّت بین‌المللی را تضمین کنند؛ بنابراین حمایت و پشتیبانی جدی از کلیّه‌ی سازمانهایی که در معرض این قبیل حملات قرار گرفته‌اند، باید از وظایف مهم این دوره محسوب گردد.

نظام چند جانبه، امروز یک الزام است. غیرمتعهّدها میتوانند و باید با استفاده از اکثریّت آرایی که دارند، نقش خود را در تحول نظام چند جانبه ایفا کنند.

ادامه‌ی بعضی از ضعفهای ساختاری در سازمانهای بین‌المللی، بویژه در سازمان ملل، قابل توجیه نیست. ساختار شورای امنیّت سازمان ملل باید تغییر بنیادی کند.

دستور کار مجمع عمومی سازمان ملل باید بر اساس نیازهای جهان سوم متحول گردد. امیدواریم در این دوره، شاهد توفیق قاطع غیرمتعهّدها در رفع نواقص مجامع بین‌المللی باشیم که بعد از جنگ دوم، مانع اجرای وظایف اصلی در حفظ صلح و امنیّت جهانی و در ایجاد زمینه‌ی مناسب برای رشد مستقل و آزاد ملّتها شده است.

آقاى رئیس، عالیجنابان؛ صمیمانه امیدوارم این دوره از حیات جنبش، دوره‌ى شکوفایى معنویّت و منشأ یک تحول اخلاقى عمیق در جهان سوم باشد. باید مطمئن باشیم که غنى‌ترین و عظیم‌ترین ذخائر فرهنگى متعلّق به ما است و خداوند متّعال نعمت را بر ما تمام کرده است. این ذخائر باید کشف شود و در خدمت عدالت، صلح، توسعه، ترقّى و تعالى ارزشهاى انسانى قرار گیرد، این توفیق میّسر نیست مگر اینکه توان خود را باور داشته باشیم. به خداوند تکیه کنیم، از او مدد بگیریم، ارزشهاى الهى را در جامعه جارى کنیم و به نیروى عظیم مردم جهت بدهیم. در این صورت نابودى همه‌ى ریشه‌هاى استعمار و استثمار و استکبار و الحاد در مدتى کوتاه‌تر از آنچه به تصور آید، حاصل خواهد شد. امید بستن به شمال خطا است، نگاه به شرق و غرب بى‌ثمر است. باید به آسمان، به قلّه‌هاى رفیع معنویّت و ارزشهاى الهى چشم بدوزیم. بگذاریم این جنبش که به بهاى فداکاریها و تلاشهاى صادقانه‌ى انسانهاى بزرگ از جهان سوم و در نتیجه‌ى رنجهاى عظیم بشرى بنا شده مبیّن حقّ و عدالت، مشوق ایستادگى در مقابل ظلم و جنایت و برقرارکننده‌ى صلح و معنویّت باشد.

 والسلام على من التبّع الهدى



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 26 شهریور 1396 03:49 ق.ظ
An interesting discussion is worth comment. I do
believe that you need to publish more about this subject
matter, it may not be a taboo subject but usually folks don't
speak about such topics. To the next! Many thanks!!
دوشنبه 13 شهریور 1396 07:25 ب.ظ
I know this website gives quality depending articles or reviews and additional stuff, is there any other site
which presents these kinds of things in quality?
شنبه 12 فروردین 1396 03:25 ق.ظ
Helpful information. Fortunate me I discovered your website by accident,
and I am stunned why this coincidence did not happened
in advance! I bookmarked it.
جمعه 10 شهریور 1391 11:56 ب.ظ
سلام
بروزم
خوشحال میشم سربزنید
یا علی مدد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی